
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
اشاره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاج ها ، ز ابرها ، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
پ.ن: سلام به همه اونایی که تو این مدت با کامنتهای زیباشون منو تنها نذاشتن! این شعری که اینجا نوشتم شعر فروغ هستش و جز یکی از ترانه های زیبایی هست که جهان با اون صدای رویاییش اجرا کرده حتما شنیدین! من این ترانه رو بی نهایت دوست دارم و تقدیمش میکنم به همه دوستای خوبم